الشيخ محمد تقي بهجت

110

جامع المسائل ( فارسي )

مفيد علم ؛ پس عبرت مطلقاً به علم به مشهودٌ به است ، نه به خصوص ابصار در مبصرات در افعال و سماع در مسموعات از اقوال . شهادت كر و كور و شهادت اصمّ در مبصرات و اعمى در مسموعات مقبول است ؛ بلكه مدار در شهادت ، بر اخبار جازم موافق عقيده است ، و مصحح آن ، علم و اطمينان است اگر چه از حواسّ خمسه ناشى نباشد ؛ بلكه اعمّ است ( بحسب مورد ) از معقولات غير محسوسه و از حدسيّات مستفيضه كه آثار آنها محسوس است لكن مشهودٌ به سبب است نه مسبب ، مثل نسب و موت و ملك مطلق و وقف و نكاح و ولايت و ولاء و عتق و رقّيت و نحو اينها ، در حصول علم به آنها به تواتر و استفاضه در اغلب . [ فروع ] شهادت حكم مطَّلع بر شهادت عدلين فرع 1 - آيا با شهادت عدلين در مورد كفايت ، مطَّلع به آن شاهد اصل مىشود ، يا آن كه جز شهادت فرع يعنى شهادت بر شهادت نافذ نيست ؟ اوّلى منسوب به شيخ قدس سره است ، و آن خالى از وجه نيست ، چنانچه ارتكاز بر آن شهادت مىدهد ، و اصل در اعتبار علم ، طريقيّت است و لذا مذكور شد كفايت ظنّ اطمينانى حاصل به شياع و استفاضه در جواز و نفوذ شهادت . عدم دلالت سكوت بر تحمّل فرع 2 - اگر شنيد كه گفت « فلان كبير ، پسر من است » و او ساكت شد ، يا آن كه « فلان پدر من است » و او ساكت [ شد ] ، مجرّد سكوت ، سبب تحمّل نيست ، بلكه اگر مقرون به قرائن مفيدهء علم يا اطمينان بود متحمّل است بخلاف صورت فقد آنها . استفاضه فرع 3 - استفاضه كه مسوّغ شهادت است ( اگر چه مفيد علم نباشد ) اگر در ملك مطلق محقق بود ، چون در سبب ، محقق نيست ، نبايد مسوّغ شهادت بر سبب باشد اگر چه به سببى ديگر قابل شهادت نزد شاهد ( نه حاكم ) باشد ؛ مگر آن كه سبب ، ضميمهء شهادت بر مسبب باشد به نحو اقتران دو شهادت بخلاف اين كه شهادت واحده متعلقهء